معلم کلاس چهارم...
چند روزی بود که از صبح تا ساعت سه می رفتیم مدرسه برا تزیین کلاسامون... بالاخره امروز تموم شد ....خیییییییییلی جالب بود...خیلیییییییی خوشم اومدم از کلاسم.... فقط یه گلدون مونده برا کلاسم وااااااااااای همش یه خوااااااااابه .... انگار همشو از رویاهام در می یارم تو دنیای واقعی..خیییییییییلی جالبه... همو...
یک هفته از مدرسه گذشت ...
امروز یک هفته از خانم معلم بودنم می گذره... خیلی خوشحالم ...ولی خیلی تنهام نمی شه ... زورم نمی رسه ولی خودم رو به همه جا می کوبم .. نمی دونم چرا کمک نمی کنن تو مدرسه .. هر سوالی می پرسم می گن خودت باید بدونی چی به چیه به هر حال این یک هفته به خوبی گذشت و تونستم کلاس رو راضی نگه دارم... خدااارو شکر.....
یه شاگرد جدید ...
امروز بعد 10 روز کار کردن با بچه ها دیدم امروز یه شاگرد جدید اضافه شد به کلاسم .. اولش خیلی ترسیدم که واااای نتونم برسونم .. ولی خدااااارو شکر که خیلی زرنگ بود و می تونم تا 4 روز برسونم درس رو بهش... خدا رو شکر کااااااااااااااااااااائنات خیلییی خووووووشحالم... امروز نمی دونم چی شد اونی که صداش در نم...
راااااحیل فرشته عشق....
امروز یه نوشته ای خوندم تو تلگرام ...که نوشته بود اسم فرشته عشق راحیل هستش... رو این می خوام کار کنم ... تجسم کنم ببینم درست کار می کنه یااااا نه .. رااااااااااااااااااحیل برس به داد این ناتوان ....آبااااااااان .....آبااااااان...آبااااااااان..آباااااان....آباااان.. آخرای آبان نتایجش رو می نویسم ... ...