خییییییییییییییییییلی خوشحالم ..
خیلی استرس داشتم برای اولین بار تو همه مدارس همش اسم من رو می گفتن آقای خدادوست تعریف می کرد از شاگردای کوچولوم ..فداشون بشم من که سر باندم کردن.. می گفتن اصلا انتظار نداشتم اینجوری قبول بشن فکر می کرد چند تا از شاگردام می مونن... خدارو شکر...من یکم دیر رسیده بودم ..شاگردام وقتی منو دییدن اومدن پیشم و بغلم کردن خانوم رضوی می خندید و تعجب می کرد ... ولی خیلی زووود گذشت ... همش به من می گفتن خانم معلم تورو خداا شنبه بیاااین شیرینی می خریم برا قبولییه امتحانمون
.. فداشون بشم من..انشالا همیشه موفق باششن عزیزای من...
برچسب:
نویسنده: نیکی حسینی